کاش یه مغازه بود،آدم می رفت می گفت: بی زحمت یکم خیال خوش میخوام ببخشید این"خنده های از ته دل"چندن؟ اقا!این"آرامشا" لحظه ای چندن؟ این"بی خیالیا"که میپاشن رو زندگی مشتی چند؟ ازین "روزایی که بی بغضن "دارین؟ ازین"سالایه بی رنج"اندازه دل ما دارین؟! این "شادیا" دوام دارن؟! نه... کاش یه جایی بود میشد رفت و بگی اقا یه "زندگی" میخوام بی زحمت جنس خوبش....
برچسب:
نویسنده: پرهام رستگار
تاريخ: جمعه
19 شهريور
1395 ساعت: 12:11